ضاااااایگی امروزم!

یعنی امروز دیگه در حد تیم ملی ضایع شدم! دیگه بدتر از این نمیشد تابلو بشم!

بازم دیرم بود....و بازم مرد آسمانی....

چند بار دستمو بلند کردم....همه جهنمی!! أح!

بار آخری جلو ی سمند سفید دستمو بردم بالا....واااای!!! بگو کی بود؟!! یکی از پسرای کمیته علمی!! دو ساعت پیش دیده بودمش! هر روزم میبینمش! اونم ریشو!!!

ایستاد!!!

دعا میکردم زمین باز شه برم توش!خییییلییی ضایع بود! بعد میگه مگ اینجا هم میشه تاکسی گرفت؟! بیچاره نمیدونست من جلو ماشین معاون پژوهشی دانشگاهم گرفتم!!

یکی دیگه هم تو ماشین بود ک نمیشناختمش.

دیگه رفتم نشستم ولی داشتم از خجالت می مردم! تو عمرم انقد ضایع نشده بودم!:(

ولی دمش گرم! تا دم در بیمارستان رسوندم! آآآآآآآسمونی بوداااا !!


حالا نمیدونم فردا چجور ببینمش خنده ام نگیره!!


بچه ها ی ادامه مطلب میخوام بذارم ولی چون ی کلمه ای توشه فک کنم زشت باشه آقایون بخوننش!! پس با عرض معذرت رمزو فقط ب خانوما میدم!

بریم ادامه...

 

ادامه نوشته

معرفی سایت

هلو! هاو آر یو؟!


چند وقته استادم سایت http://www.linkedin.com رو بم معرفی کرده بود، عضوم شده بودم، ولی تا حالا نمیدونستم چ جور باید ازش استفاده کنم.

دو سه روزه دارم توش کار میکنم. این ی سایته مثل فیس بوک! ولی از نوع علمیش. البته میشه ب شکلای دیگه هم ازش استفاده کرد. 

اونجا میشه عضو شد و بعد تو گروه ها عضو شد. میشه بگردید ببینید تو فیلد مورد علاقه تون(مثلا شنوایی شناسی!) چ کسایی هستن، و میتونید ب گروه خودتون دعوتشون کنید. 

من دیروز رفتم به  کلی آدم خارجکی دعوت نامه دادم! تا حالا هم ی ده نفری قبول کردن! انقد با کلاسه!

ی کار خیلی خوبی ک اونجا انجام میشه، طرح ی بحثایی هست. حالا یا خودتون بحثو شروع میکنید و مردم میان براتون کامنت میذارن یا برعکس.

من الان تو چند تا گروه ک مربوط ب رشته مونه عضو شدم. بحثای خوبی مطرح میشه. مشکل اینه ک همش انگلیسیه! منم قوی!!!

بعضی ها میان ی بحث راه میندازن تا درباره ی ی موضوع اطلاعات بگیرن، یا بعضی شرکتا محصولاتشون رو معرفی میکنن، روش های جدید و ...

اگ عضو شدید، هر وقت ک یکی اومد آپ کرد، از طرف سایت براتون ایمیل میاد و بتون خبر میده.

اگ حوصله ندارید عضو نشید! چون هی ایمیل میاد و اعصابتونو خورد میکنه!(البته میشه تنظیم کرد هفتگی ایمیل بیاد یا روزانه.)

ولی در کل پیشنهاد میدم عضو شید.


چقد خوبه ک اونجا بدون توجه ب اینکه طرف مرده یا زنه، براش میشه دعوت نامه فرستاد. بین ایرانیا ک واویلا ! مگ میشه ی دختر ب ی پسر مثلا تو فیس بوک پیشنهاد دوستی بده؟ اون وقت میگن دختره اله و بله! 

کاش فرهنگش بین ماها هم جا بیفته. 


خب این بحث تموم شد!


میگم چرا بعضی از پسرا اصن حس ندارن؟!! خو یکم حواستونو جمع کنید!! وقتی شلوارتون فاق کوتاهه مواظب باشید! 

حاااال آدمو بهم میزنن! آخه این چ وعضه؟!میشینن ماشین تعمیر کنن، این شلواره از پشت میره پایین و . . .آححححح

خب خودتون شاید دوس داشته باشید!!! بقیه ک دوس ندارن!


- امیر میگه من تکل زن مسجد شدم!! 


PS: روزای خیلی سختیو گذروندم! الان راحتم ولی.



روز اول مهر!

سلااااااااااااام

با شومام! سلام عرض کردم!

امروز رفتیم یونیییییییی....

اول ک سووار اتو شدم شوفرره وسط راه همه ی این اتو ی لکنت رو نیگر داشته میره نون میخره!! با این ریشاش! اندازه سه سال بود نگرفته بودشون!!

بعدم رفتم دم دانژگا دو متر ب باس بودم ک رفت میخواستم بکشمش! دوباره مث بدبختا وایسادم مرد آسمونی بگیرم ولی انگار هیچ مردی دوز نداژت این لقبو بگیره. آخر سر یکی از همین همراهان گدا ی ماشینی گرفت اونم تا ی نصف راهو بردمون بعد گفت من مسیرم این وریه! بازم مرام این چمرانیا وژدانأ.


برا کلاس اول ک 8 تا 10 بود ک نرسیدم وقتی هم 9 و نیم رسیدم فهمیدم اصن کلاسه تطعیل بوده!

همون بهتر. با این استاد زاغارتش. عرب! آخه عربم میره استاد میشه؟ تازه کجاشو دیدید؟! دکترا هم درومده!! حالا کی جمعش کنه!

کلاس دیم با استاد جونمون ک مدیرگروهمونه و دیروز براش آش بردم بود! سمعک بزرگ! احترام بگذارید!

بعدشم قرار بود کارآموزی داشته باشیم تا 5 اونم گفتن باس از درساتون چند جلسه بگذره بعد برین سر کلاسا. همین دیگه...این همه دیشب روپوشمو اتو زدم هیچی ب هیچی. حالا خوب شد هرچی مامانم گفته بود نشسته بودمش وگرنه دلم بیشتر میسوخت! حالا میبینن اگه من دیگه اتو زدم....آه!


P.S: از این پستای زائو خوشم اومده! این پستم میخوام ب زور بزائونم!! 

پستی جهت ابراز وجود!!

برای تو و خویش چشمانی آرزو می کنم که چراغ ها و نشانه ها را در ظلمات مان ببیند

گوشی

که صداها و شناسه ها را در بی هوشی مان بشنود

برای تو و خویش روحی

که این همه را در خود گیرد و بپذیرد

و زبانی که در صداقت خود، ما را از خاموشی خود بیرون کشد و بگذارد از آن چیزها که در بندمان کشیده است، سخن بگوییم.


"الف-بامداد"


میگم یاهو و جی میل ما باز نمیشه! برا شما باز میشه؟

من و آبجی شدیدا نگرانیم نکنه نت .و.وی ملی اومده باشه؟؟؟:-(((


- از فردا میریم یونی. شدیدا سرم شلوغ خواهد شد. ترم سختی هم در پیش دارم.


-افکارم چون کشتی نوح در عذاب بزرگی گرفتارند!!

مأمنی نمیابم . . .

ای کاش . . .


- باز خداروشکر راضی بهانه دارم یاهوم باز نمیشه!! آخه هنوز کار آشا رو تموم نکردم!:-(


سلام...ما اومدیم.../ این پست خواهد زایید!!

هورااااااااا هورااااااااااااا امتحانام تمووووم!!

وژدانا خییلی اذیت شدم. فک کنید ما سه تا عمومی تو سه روز پشت سر هم داشتیم. سه شب پشت سر هم بیدار بودم. 

ولی خب یکیشون 19 یکی 20 یکی هم ک معلوم نیس. دلتون بسووووزه!!


حرف خاصی ندارم... 

فقط دو تا پی نوشت

1- دلم می سوزه برا دخترایی ک تمام عضلات گردنشون رو منقبض میکنن، آرتروز گردن میگیرن،تا بخوان این شال لعنتی شون رو رو طاقچه ی بالا سرشون نیگه دارن!!

2- دلم می سوزه برا دخترایی ک تمام عضلات گردنشون رو شل میکنن، سرشون رو با سرعت 100 حرکت در دقیقه میچرخونن ک این شال لعنتی شون بیفته، ولی نمیفته!!

3- دلم می سوره برا دخترایی ک مجبورن مقنعه بزنن و در حسرت این نوع حرکات دقققق میکنن!!


قطعه ی زاییده شده!!:

چند روزه هی این شرکت سمعک شایا درمان بمون اس میزنه ک میخوایم کارگاه بذاریم بیاین حضورتونو گرم کنید!

امروز بعد امتحان رفتیم، ضااایع شدیم! اصن این کارگاهه رو برا ادیولوژیستای بالغ! گذاشته بودن و بطور بسیار محترمانه ای بچه ها رو بیرون کردن! خداروشکر من دیرتر رفتم نشد نرفتم دیگه داخل. بعد آجیم رفته بشون گفته ک چرا مارو راه ندادن، گفته تدارک ندیدیم برا دانشجوها. وگرنه ما از اون آدماش نیستیم! و من هنوز دارم ب معنی این جمله می اندیشم! یکی روشنم کنه!


ما دانشکده مون دو تا در داره، ک یکیش نرده های کوتاهه یکیش حراست. گاهی اوقات اون در نرده ای رو میبندن. ما هم ک تنبل. میریم با فرایندی ب نام jumping از رو نرده ها میپریم!!  منم با چادرم میپرم! جزء مناظر توریستی شهرمونه!! حتما دیدن کنید! 

امروز ک رفتم امتحان بدم باز در بسته بود. از دور دیدم ی آقای متشخص و بسیار باکلاس داره سامسونت ها و وسایلشو میذاره اون ور نرده ک بره از در حراست بیاد تو.

من ک رسیدم از نرده ها پریدم. آقاهه دیدم خندید برگشت اونم پرید!!! (حتما با خودش فک کرده این دختره با این چادرش بپره، من نپرم؟!)

بعدا فهمیدم اون همونه ک برا تدریس کارگاه از تهران اومده!! خیلی توپ بود!


یه پی نوشت دیگه: یکی بیاد ناخونامو بگیره!!اندازه بیل قناص شدن!


همین

سلام سلام آی بچه های مهربون!

با دست پر اومدم!

دیروز امتحان اطفال داشتم فک کنم 20!!! بگیرم! آخه استاده همه اش میومد بالا سرمون راهنمایی میداد! بعد قبلا هم ی کنفرانس داده بودیم 1 و نیم نمره مفتی برامون گذاشته بود کنار!

البت فک کردین من تنبل چجور این نمره رو میخوام بگیرم؟! سه روز رفتم خونه آبجیم درس خوندم. اونم نذاشتم بخونه! ولی شب قبل امتحان تا 5 بیدار بودم!!!

ما بسیااااار این امتحان را مدیون ایشان هستیم! موتوشکریم خوااااهر

ولی.....تنظیم شدم 15.75


خر تو سرشون! 


ما قبلا رسم بود مشتی فرم ارزشیابی اساتید میاوردن سر کلاس درو میبستن وادارمون میکردن ک فرما رو پر کنیم!! حالا این خوب بود!

الان گذاشتن این فرما رو تو سایت. هرکی میخواد بره کارنامه شو ببینه باس اول این فرمای نحسو پر کنه! 

شیش ساعت نشستم پر کردم حالا ک رفتم نمره تنظیمو بینم، این نمره ی ضایع رو دیدم دلم میخواس برم فرمه رو همه شو صفر بدم! خودشونو قیافه شون!


آقااااا.....انقد دلم ی هیجان بوزورگ میخوااااد...

یه درگیری فکری....

یه کار بزرگ.....

حتی ی امتحان خیلی سخت ک چند تا افتاده داشته باشه! وژدانا امتحانامون آسونن. هرچند من همینا رو هم نمیخونم! ولی انگار مدرسه اس! مثلا بعضی از چمرانیا میگن ما ی امتحانایی داریم ک سواله اصلا جواب نداره!!! خیلی هیجان داره! دوست دارم!


شدیدا منتظرم این درسای بیخود تموم شن برم برا ارشد بخونم و دنبال پایان نامه ام برم.

تازه میخوام کتابم بگیرم یکم بوخونم.


PS:شدیدا نگران راضی ام! وژدانا خیلی دوستاش CHEAP ان. خدا صبرش بده باشون!

خواب امام رضا....روز قبل شهادتش...

هرچند ک شدیدأ درس دارم ولی هرکار کردم نشد از گذاشتن این پست صرف نظر کنم

امروز صبح خواب دیدم امام رضا میخواد بیاد تو کنگره داخلی دانشگامون ک همه از نزدیک ببیننش و باش حرف بزنن یا اینکه بش نامه بدن.

پرسیدم حالا تو ای همه جمعیت امام اصلا دیده میشه؟ گفتن گرچه خیلی شلوغه و خیلی با امام فاصله داری، ولی وقتی بخوای باش حرف بزنی انگار جفتته و بهت خیلی نزدیکه

خیلی دوست داشتم برم

آخراش داشتم ب یکی دیگه هم میگفتم ک امام میخواد بیاد ولی یهو یادم اومد....امام ک نیست....مرده....ما چجور میخوایم باش حرف بزنیم؟ یعنی میخوایم با روحش حرف بزنیم؟

بعد یکی بم گفت این حرفا چیه؟ امام ک نمرده....امام همیشه زنده اس...همیشه میتونی باش حرف بزنی...


پی نوشت: خیلی برام جالبه. این خواب رو دقیقا وقتی دیدم ک روز قبل شهادتشه...


شهادت شون رو ب همه تسلیت میگم.


ادامه نوشته

نتایج امتحانات من تا ب حال

وژدانا شدیدا نگرانم!

واقعا چرا انقد من ای ترم بیخیال شدم؟!

امتحان اول: تنظیم شیرین! n تا غلط. هرکدوم نیم نمره. دو واحد......پررررر

امتحان دوم: ارزیابی تکمیلی شنوایی و تعادل. 4 تا غلط درشت. ک یکیش اصلا بی جوابه! تا این حدم من! . نمیدونم بدبختی چندنمره این! سه واحد.....پررررررررررر


امتحان سوم: رادیولوژی سروگردن. 6 تا فعلا غلط. نمیدونم هرکدوم چند نمره. 1 واحد.....پرررررر


ب نظرتون با این سیر صعودی میخوام ب کجا برسم؟!

امتحان امروز ک سومی باشه رو فقط برا بار اول ی دور خوندم رفتم یونی. در بیست دقیقه مرور کردم نصفشو. بعد رفتم سر جلسه. وژدانا بچه ها اومدن میگن مریم این ک هیچی نداشت...من اعصابم خورد شده بود این همه فرجه و ....این حرفا.

ولی واقعا هم امتحانش آسون بود هم جزوه اش سی صفحه بود!! خیلی بد شد.

خدا ب خیر بگذرونه

نمیدونم کی دیگه میخوام بیفتم سر دور درس خوندن؟! این ترم نمیدونم چ بلایی ب سرم اومده!