خسته نیستم!
خونه ی من...
سنگ صبور من...
بازم خسته و خاکی اومدم خونه ای ک همیشه پشتم بوده و همیشه راحت ترین حرفامو بدون هیچ ترسی توش زدم
خستم
خیلی خسته
نمیخوام خسته باشم
کم کم دارم روحیات مردونه، اگر کسی مقاوم بودن و کم نیاوردن رو مردونه بدونه، پیدا میکنم
امروز خواستم از خستگی گریه کنم
واقعا خواستم گریه کنم
ولی خجالت کشیدم
از خودم انتظار خسته شدن ندارم
نباید خسته بشم
+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم مهر ۱۳۹۱ ساعت 0:16 توسط درین
|