امروز ب اندازه ی تمام عمرم تحقیر شدم....

ای کاش یه کم زبون داشتم از خودم و رشته مو دوستام و استادمو....دفاع می کردم....

خورد شدم....

جلو کسایی ک همه ازم بزرگتر بودن....

گیر کرده بودم بین کلی دانشجوی دکترا و ارشد و سال بالایی....همه زبون دار....همه با هم رفیق بودن.....فقط من بینشون غریبه بودم....و از همه کوچیکتر و..... بی زبون تر....


له شدم....

ای کاش هرگز نرفته بودم اونجا....

همه ی غرورم یک جا زیر بار حرفاشون له شد....خورد شد....

و نتونستم دفاع کنم....چون بلد نبودم....چون زبون نداشتم.....

از خودم بدم میاد.....