کوه نوردی!
دو روز پیش رفتیم کوه. با بچه های یونی.
البته باس بگم که هنوزم نمیدونم بابام چجور اجازه داد بم!!
ولی رفتیم.
اردو کاملا دخترونه بود
صبح با مرضی قرار گذاشته بودم که بیاد دنبالم با هم بریم.
صبح برا خودم تا ۶ و نیم خوابیدم. ربع ساعته آماده شدم![]()
اومد دنبالم. یه کوله پشتی اورده بود اندازه دو تا بچه دوقلو! پر پر بود!
در حالیکه من یه کیف مهمونی برده بودم هیچچچچچی توش نبود! برا اولین بار بود برا اردو هیچی نبرده بودم. گفتم میرم از بوفه ی خوابگاه بچه ها میخرم که....نشد![]()
هنوز سر کوچه نرسیده بودیم که یکی از بچه ها زنگید گفت بدویید اتو داره میره. ![]()
دو کوچه دیگه رفتیم دوباره زنگ زد گفت "اتو حرکت کرد!
"
با یه بد بختی بشون رسیدیم.![]()
ولی سوار که شدیم هرچی گشتیم یه صندلی هم خالی نبود! هیشکی هم سرپا نبود! فقط جا برا ما دو تا نبود![]()
گفتن اشکل نره! تا شوشتر رو زیمین بشینبد!![]()
بعدا فهمیدیم بمون میگفتن دوره گردا !!
از 7 / 8 نفری که قرار بود از دوستان بیان فقط ما 4 تا رو عهد و پیمانمون موندیم و رفتیم.
راه افتادیم بلاخره.
بمون هم صبحانه دادن. یه شیر کاکائو+ یه نون ساندویچی+ هر دو نفر یه پنیر.
منم که صبحونه نخورده بودم مث آفریقاییا افتادم پای نون ساندویچیه.
اولش همه ساکت بودن ولی یواش یواش صداها درومد. ما هم ته اتو بودیم.
شروع کردیم به آواز خوندن!
اولیا همه دزفولی بودن مث: " سوزهم سوزه...سوزه. سوزه ووریه...سوزه...دوما سوزه...سوزه. عروس سوزه...سوزه.بختش سوزه...سوزه. آی سوز گنمی...سوزه. آیم پیت...سوزه. کنم سلت...سوزه."صد سال معنیشو بفهمید!
آخر پست معنیشو میذارم اشانتیون!
بعد....
" لب کارون...چه گل بارون...."
"نازی جون....!"
"از اون بالا میاد یه دسته دختر..."
جالب این بود که از هر آهنگی یه دو بیت فقط بلد بودیم!
آخریا کفگیرمون خورد ته دیگ! رفتیم سراغ...
"سر زد از افق....!!"![]()
تازه نوحه هم خوندیم!
یه رقاصه هم داشتیم که اونم دو بیتی بود! یه خورده اولشو میرقصید بعد یادش میرفت داره چیکار میکنه!
بلاخره رسیدیم کوه. نزدیکای شوشترـ گتوند. سر راه مقبره ی قیصر جونم دیدیم و هیچی هم براش نخوندیم!!![]()
اونجا فهمیدیم چند تا مذکر حلقه به دستم داریم!!!
یه آب معدنی گرفتیم دسمون رفتیم بالا.
مذکرات ریش داشتن. اول خیالمون راحت شد! ولی بعد...!
یکیشون دوربین به دست زوم میکرد رو دخترا!
میگفت بچه ها هرکی رد شد بای بای کنه!
بابا خو ریشتو برمیداشتی راحت هرکار میخواستی میکردی خب!![]()
کلی عکس انداختیم. جای خوابگاه صدفیا خالی بود ساپورت کنن!!! نزدیک ۵۰-۶۰ تا دختر بودیمااا !!!!!!![]()
یه جا بود مجبور بودیم سر بخوریم! مث سرسره. دوربین چیه ایستاده بود پایین فیلم میگرفت! فک کنین از سرسره با چه وعضی میایم پایین...اونجوری!!!!
من که خواستم سر بخورم دوربینش زیمین بود. برش داشت گفت آآ ای خوبه ! ای دختره شجاعه !!! زوم کرد !! دیگه نمیدونم از کجاها فیلم گرفت!!!!!!!!![]()
ولی دیگه برا خودش کلکسیون عکس دختر درس کرد!
همه ازش فرار میکردن!!![]()
۵۰۰ تومن پول بیمه داده بودیم. به یکیشون گفتم اگه بیفتیم بمیریم برامون با این پوله سنگ قبرم میخرید؟ گفت سنگ قبر چیه...برات لباس عروس میخرم!!!![]()
![]()
اسمشو گذاشتیم "لباس عروس!"
یکی دیگه هم بش گفته بود عصاتو بده به من. بش گفته بود عصا برا چیت؟ برات شوهر جور میکنم!!![]()
یعنی هرچی خواستن تیکه پروندن! دیگه بعضیا رو اینجا هم نمیشه گفت!
با صحت و سلامت! از کوه اومدیم پایین خداروشکر!![]()
رفتیم یه جای متروکه بمون چلو مرغ دادن. اول فک کردیم غذای سلفه. ولی بعد دیدیم نهههه...غذا خریدن!! از شوشتر!![]()
بعدش برامون مسابقه دارت و والیبال و اینا گذاشتن که بازم مثل همیشه مریم بازنده شد! شدم 69 بالا ترینا به 200 هم انگار رسیده بودن!
ولی جاییزهه بگو چی بشون دادن؟! یه پیرهن ورزشی مردونه! تا سر زانوش میرسید بیچاره!
البت انگار عصای کوه هم داده بودن.
یه چیزم، خداروشکر خداروشکر مذکر مجرد نداشتیم! وگرنه چی میشد دیگه! اونجا شده بود سالن آرایش! اون چندتا رو هم نمیدیدن اصلا! و با وقاحت تمام خود/دیگر آرایی میکردن!! به قول آقا علی اصن یه وعضی بود!
دیگه تقریبا تموم کوله ی مرضی رو هم تموم کردیم. من که هیچی نشد بخرم. پول بیمه مم مرضی داده بود. کلا مفت مفت درومد پام!!![]()
![]()
حرکتیدیم.
تو راهم برامون بستنی ملاثانی که خیلی معروفه! خریدن![]()
البته من هنوز نفهمیدم چجور مردم این بستنی رو که از لای دست عربا درمیاد رو دوس دارن!![]()
دیگه ساعت حدود 6 رسیدیم خوابگاه.
ولی خیییییییییلییییی خوش گذشت. جای خوابگا صدفیا هم اصلا خالی نبود! برا خودمون هر کار دوس داشتیم انجام دادیم و مزاحم نداشتیم![]()
![]()
وژدانا جای فری و راضی خیلی خالی بود ولی
کاش بودن.
خوبگاه صدف=خوابگاه پسران علوم پزشکی اهوازه.
خب معنی شعره:
سبزه سبزه! سبزه واریه! داماد سبز است ! عروس سبز است ! بختش سبز است! ای سبز گندمی! بیایم به همراهت! نگاهت بکنم!...!و ادامه داره این شعره!
تموم دیگههه![]()
![]()