سلام

 

در این روزها سر ما بسی شلوغ است. گاهی وقتی برای سر خاراندن(خواراندن!) نیز نمی یابیم!

امشب خبری به دستم رسید که بسی ناراحت شدم. استادم گفت که این سمیناری که دارم براش کار میکنم اشتباهیه! یعنی مطمئنم نبود!

چند وقت پیش تو برد یه اطلاعیه بود برا سمینار یک روزه ی اطفال تو ایصفهان. چند روز پیش فهمیدم انگار تهرانه. الان فهمیدم  که انگار اصلا وجود خارجی نداشته این سمیناره!

بجاش یکی تو تهران عمل(!) اومده که اونم فرصت ارسال خلاصه مقالاتش تموم شده

ولی خانوم شمیل گفت بفرست..شاید قبولش کردن.ولی اگه نشد یه دفعه ناامید نشیا..هرچی خلاصه جمع کنی به دردت میخوره..کلی بام حرف زد که ناراحت نشم!عزیزم دوسش دارم

خلاصه من چند صفحه از کتاب رفرنسمون که ترجمشم سخته رو ترجمه کردم ولی...

 

راستی....منو نوشششییین کادر اجرایی سمینار دانشجویی تهران شدیم.خیییلییی خوشحالم بخاطرش.

راستی برا ما کلینیک گذاشتن از ۲۶ ام! آخه کودوم....ی بلند میشه ۲۶ میره یونی که ما بریم؟اگه هم نریم که واویلا....کی رهامون کنه از دستشون!

کتاب "روی ماه خداوند را ببوس" رو که راضی معرفی کرد خریدم و در حال خوندنشم.فعلا که چیزی به دردم نخورده